ماندههای افتتاحیه از دفتر قبلی
کوچ ماندههای دفتر قبلی به نکستو در سه قدم: ثبت مانده با ماهیت درست بدهکار یا بستانکار، تسعیر کلی برای بستن حساب افتتاحیه، و قفل نهایی.
هیچ صرافیای از صفر شروع نمیکند. روزی که نکستو را باز میکنید یک دفتر دستی یا یک فایل اکسل دارید پر از عدد: چند مشتری به شما بدهکارند، به چند نفر بدهکارید، و مقداری پول نقد هم در صندوق و بانک دارید. تا این عددها داخل نرمافزار نیایند، هیچ گزارشی درست درنمیآید.
این قسمت دربارهٔ همین کوچ است و سه قدم دارد: ثبت ماندهها، تسعیر کلی، و قفل نهایی. حالت افتتاحیه فقط در یک نصب تازه وجود دارد و بعد از قفل برای همیشه بسته میشود؛ پس عجله نکنید. قبل از قدم دوم هم تابلوی نرخ باید درست باشد — همان چیزی که در تابلوی نرخ و محافظهای آن تنظیم کردید.
در این قسمت چه یاد میگیرید
- چرا صفحهٔ افتتاحیه فقط یک بار در عمر یک نصب در دسترس است
- انتخاب درست «ماهیت مانده»: بدهکار یا بستانکار، با یک قاعدهٔ ساده که هیچوقت اشتباه نمیشود
- ثبت سه نوع ماندهٔ رایج: مشتری بدهکار، مشتری بستانکار، و موجودی نقد خودتان
- اصلاح و حذف ردیفها تا قبل از قفل
- «تسعیر کلی» چه کار میکند و چرا بدون تابلوی درست نباید زده شود
- «قفل نهایی» را کِی بزنید و چرا برگشتناپذیر است
قدم اول: ماندهها را وارد کنید
صفحهٔ افتتاحیه را باز کنید
«صفحهٔ افتتاحیه» جایی است که همهٔ این کار در آن انجام میشود. تا وقتی قفل نزدهاید، آنچه وارد میکنید پیشنویس است: هیچ سند دائمی ساخته نمیشود و هر ردیفی قابل حذف و ثبت دوباره است.
ماندهٔ یک مشتری بدهکار را بزنید
مثال اول از دفتر قبلی: صرافی کاوه ۳٬۰۰۰ دلار به شما بدهکار است. حساب را انتخاب میکنید، ارز را دلار میگذارید و مبلغ را ۳٬۰۰۰ مینویسید.

ماهیت مانده را درست انتخاب کنید
مهمترین فیلد این صفحه همین است. بدهکار یعنی او به شما بدهکار است، بستانکار یعنی برعکس: پول او دست شماست. راه سادهای که هیچوقت اشتباه نمیشود: اگر همین امروز تسویه کنید، پول از کدام طرف به کدام طرف میرود؟ اگر او باید بدهد، ماهیت بدهکار است. در توضیحات بنویسید «مانده از دفتر قبلی» تا سه ماه بعد معلوم باشد این عدد از کجا آمده، و ثبت کنید.

ماندهٔ یک مشتری بستانکار را بزنید
مثال دوم برعکس است: حسن مرادی ۱۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان نزد شما امانت گذاشته، یعنی پول او دست شماست. حساب او را انتخاب میکنید، ارز تومان، مبلغ ۱۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰، و این بار ماهیت را بستانکار میگذارید. همان فرم قبلی است؛ فقط ماهیت فرق میکند.
موجودی خودتان را فراموش نکنید
چیزی که خیلیها جا میگذارند: پول خودتان. صندوق و حساب بانکی هم مانده دارند و باید وارد شوند. مثلاً ۲۰٬۰۰۰ دلار نقد در صندوق دارید: حساب را صندوق انتخاب میکنید، ارز دلار، مبلغ ۲۰٬۰۰۰. ماهیت اینجا بدهکار است، چون صندوق شما آن پول را «دارد» و هر چیزی که دارید بدهکار ثبت میشود. توضیح بنویسید «موجودی صندوق، شمارش اول».
اگر ردیفی اشتباه شد
تا قبل از قفل، هر ردیف را میتوانید حذف کنید و دوباره بزنید. اشتباهی که واقعاً گران تمام میشود ماهیت غلط است: اگر بدهکار را بستانکار بزنید، عدد درست ولی جهت وارونه میشود و مشتریای که ۳٬۰۰۰ دلار به شما بدهکار بود، ۳٬۰۰۰ دلار طلبکار میشود — یعنی ۶٬۰۰۰ دلار اختلاف.
قدم دوم: تسعیر کلی
وقتی ماندهها را وارد میکنید، طرف مقابل هرکدام موقتاً در یک حساب سیستمی به اسم «افتتاحیه» جمع میشود. این حساب باید بسته شود و «تسعیر کلی» همین کار را میکند: همهٔ آن ماندهها را با نرخ تابلو به ارز مرجع تبدیل میکند و به سرمایه میبندد. پس قبل از تسعیر تابلو باید درست باشد، چون همین نرخها مبنای سند میشوند. اول «پیشنمایش» را بزنید و ببینید قرار است چه سندی بخورد.

اگر درست بود، «ثبت تسعیر کلی» را بزنید. نرمافزار یک بار میپرسد مطمئنید؛ تأیید میکنید و حساب افتتاحیه تراز میشود — ماندهٔ بازش صفر میشود.
قدم سوم: قفل نهایی
با زدن «قفل نهایی» حالت افتتاحیه برای همیشه بسته میشود و نرمافزار به حالت بهرهبرداری میرود. آنقدر جدی است که برای تأیید باید کلمهٔ «قفل» را تایپ کنید. این دکمه را فقط وقتی بزنید که چند روز با نرمافزار کار کردهاید و ماندهها را با دفتر قبلی مقابله کردهاید.

نکتهها و هشدارها
- ماهیت مانده مهمترین فیلد این صفحه است: دارایی و طلب بدهکار، بدهی به مشتری بستانکار.
- ماهیت اشتباه، عدد را دو برابر خطا میکند؛ ۳٬۰۰۰ دلار وارونه یعنی ۶٬۰۰۰ دلار اختلاف.
- موجودی صندوق و حساب بانکی هم مانده است و باید وارد شود، نه فقط حساب مشتریها.
- قبل از تسعیر کلی حتماً تابلوی نرخ را بهروز کنید؛ سند تسعیر با همان نرخها ساخته میشود.
- در توضیحات هر ردیف بنویسید عدد از کجا آمده؛ ماهها بعد همین یک جمله کار را راه میاندازد.
ادامهٔ مسیر
قسمت قبل، تابلوی نرخ و محافظهای آن، همان نرخهایی را تنظیم کرد که تسعیر کلی روی آنها بنا میشود. قسمت بعد، مشتریان و حسابها در نکستو، پروندهٔ همان حسابهایی است که اینجا برایشان مانده زدید. اگر معنی بدهکار و بستانکار هنوز برایتان جا نیفتاده، چهار مفهوم پایه را ببینید و برای تسعیر دورهای در ماههای بعد سراغ تسعیر ارز و بستن دوره بروید.
پرسشهای پرتکرار
آیا میتوانم بعداً دوباره ماندهٔ افتتاحیه وارد کنم؟
نه. صفحهٔ افتتاحیه فقط در نصب تازه وجود دارد و با زدن «قفل نهایی» برای همیشه بسته میشود. تا قبل از قفل هر ردیفی قابل حذف و ثبت دوباره است، ولی بعد از قفل نرمافزار به حالت بهرهبرداری میرود.
ماهیت مانده را بدهکار بگذارم یا بستانکار؟
فرض کنید همین امروز تسویه میکنید و ببینید پول از کدام طرف به کدام طرف میرود. اگر مشتری باید به شما بدهد، بدهکار است؛ اگر پول او دست شماست، بستانکار. موجودی صندوق و بانک خودتان هم بدهکار ثبت میشود، چون آن پول را دارید.
تسعیر کلی دقیقاً چه کار میکند؟
طرف مقابل همهٔ ماندههایی که وارد کردهاید در یک حساب سیستمی به اسم «افتتاحیه» جمع میشود. تسعیر کلی این ماندهها را با نرخ تابلو به ارز مرجع تبدیل میکند و به سرمایه میبندد، تا ماندهٔ باز حساب افتتاحیه صفر شود.
چه زمانی قفل نهایی را بزنم؟
فقط بعد از اینکه چند روز با نرمافزار کار کردهاید و ماندهها را با دفتر قبلی مقابله کردهاید. قفل برگشتناپذیر است و برای تأیید باید کلمهٔ «قفل» را تایپ کنید.
متن کامل ویدیو
هیچ صرافیای از صفر شروع نمیکند. روزی که نکستو را باز میکنید، یک دفتر یا اکسل دارید با ماندههایی که باید بیایند داخل. این قسمت دربارهٔ همین کوچ است — و سه قدم دارد: ثبت ماندهها، تسعیر کلی، قفل نهایی. این صفحه فقط در نصب تازه وجود دارد و بعد از قفل برای همیشه بسته میشود. پس عجله نکنید؛ چند روز با آن کار کنید و با دفتر قبلی مقابله کنید. مثال اول از دفتر قبلی: صرافی کاوه سه هزار دلار به ما بدهکار است. حساب را انتخاب میکنیم، ارز را دلار، مبلغ سه هزار.
و حالا مهمترین فیلد این صفحه: ماهیت مانده. بدهکار یعنی او به شما بدهکار است. بستانکار یعنی برعکس — پول او دست شماست. راه ساده برای اینکه هیچوقت اشتباه نکنید: اگر امروز تسویه شود، پول از کدام طرف به کدام طرف میرود؟ اگر او باید بدهد، بدهکار است. توضیح مینویسیم «مانده از دفتر قبلی» تا بعداً معلوم باشد این عدد از کجا آمده، و ثبت. مثال دوم برعکس است: حسن مرادی صد و پنجاه میلیون تومان پیش ما امانت گذاشته — یعنی پول او دست ماست. حساب مرادی را انتخاب میکنیم، ارز را تومان، و مبلغ را صد و پنجاه میلیون.
پس ماهیت را بستانکار میگذاریم. همان فرم است، فقط ماهیت فرق میکند. در توضیحات مینویسیم امانت از دفتر قبلی، و ثبت میکنیم. ردیف دوم هم به فهرست اضافه شد. و مثال سوم که خیلیها فراموش میکنند: پول خودتان. صندوق و حساب بانکی هم مانده دارند و باید وارد شوند. بیست هزار دلار نقد در صندوق داریم: حساب را صندوق انتخاب میکنیم، ارز را دلار، و مبلغ را بیست هزار. اینجا ماهیت بدهکار است — چون صندوق شما «دارد»، و هر چیزی که دارید بدهکار ثبت میشود. توضیح مینویسیم موجودی صندوق، شمارش اول، و ثبت میکنیم.
سه ردیف داریم. و اگر جایی اشتباه شد؟ تا قبل از قفل، هر ردیف را میتوانید حذف کنید و دوباره بزنید. اینجا هیچ سند دائمیای ساخته نشده؛ همهچیز پیشنویس است. و یک هشدار دربارهٔ ماهیت اشتباه: اگر بدهکار را بستانکار بزنید، مانده وارونه میشود — کسی که سه هزار دلار به شما بدهکار بود، سه هزار دلار طلبکار میشود. عدد درست، جهت غلط، و شش هزار دلار اختلاف. قدم دوم. وقتی ماندهها را میریزید، طرف مقابل هرکدام موقتاً در یک حساب سیستمی، به اسم «افتتاحیه» جمع میشود.
این حساب باید بسته شود — و تسعیر کلی همین کار را میکند: همهٔ آن ماندهها را با نرخ تابلو به ارز مرجع تبدیل میکند و به سرمایه میبندد. پس قبل از تسعیر، تابلو باید درست باشد — چون همین نرخها مبنای سند میشوند. پیشنمایش را میزنیم و میبینیم قرار است چه سندی بخورد. درست است. ثبت تسعیر کلی را میزنیم؛ نرمافزار یک بار میپرسد مطمئنید — تأیید میکنیم — و حساب افتتاحیه تراز شد: ماندهٔ بازش صفر است. و قدم سوم: قفل نهایی. با زدنش حالت افتتاحیه برای همیشه بسته میشود و نرمافزار به حالت بهرهبرداری میرود.
آنقدر جدی است که باید کلمهٔ قفل را تایپ کنید. ما اینجا نمیزنیمش — شما هم فقط وقتی بزنید که چند روز کار کردهاید و ماندهها را با دفتر قبلی مقابله کردهاید. ماندهها را با ماهیت درست وارد کنید — دارایی و طلب بدهکار، بدهی بستانکار — تابلو را تنظیم کنید، تسعیر کلی بزنید، و بعد از مقابله قفل کنید. یک بار انجام میشود و بعدش دیگر هرگز. قسمت بعد: مشتریان و حسابها.
همین حالا خودتان امتحان کنید
یک دموی کامل و اختصاصی با دیتای نمونه — بدون نصب، بدون کارت بانکی.
ساخت دموی رایگان