سود معامله از کجا میآید — دیل و سه لنگر
تفاوت فاصله از تابلو با سود واقعی معامله در نکستو، نقش میانگین وزنی خرید و موقعیت ارزی، سود دیل در فرم دوبل، و سه روش لنگر متقاطع.
مشاهدهٔ این ویدیو در: آپارات یوتیوب
این قسمت را با یک اعتراف شروع کنیم: بیشتر صرافها — و حتی خیلی از حسابدارها — دو چیز را قاطی میکنند. سودِ «فاصله از تابلو» و سود واقعی معامله. این دو با هم فرق دارند و اگر یکی حسابشان کنید، آخر ماه عددی میبینید که وجود ندارد.
اینجا میبینیم نکستو سود هر معامله را از کجا درمیآورد، چرا میانگین وزنی خرید تعیینکننده است، «دیل» چه فرقی با دو معاملهٔ جدا دارد، و تنظیم لنگر چه میکند. اگر فرم معامله برایتان تازه است، اول خرید و فروش ارز را ببینید.
در این قسمت چه یاد میگیرید
- تفاوت «فاصله از تابلو» با «سود معامله» و اینکه هرکدام به چه سؤالی جواب میدهد
- میانگین وزنی خرید چطور حساب میشود و چرا سود از آن میآید
- گزارش موقعیت ارزی و اینکه چرا ارز مرجع موقعیت ندارد
- دیل چیست، چرا فرم دوبل دارد و سودش چطور حساب میشود
- سه روش لنگر متقاطع برای معاملهای که هیچ طرفش ارز مرجع نیست
- چرا هر دوی این سودها به تابلوی بهروز تکیه دارند
دو عدد که یکی نیستند
فاصله از تابلو
فاصله از تابلو ساده است: نرخ شما منهای نرخ تابلوی امروز، ضرب در مبلغ. این عدد به یک سؤال جواب میدهد: «نسبت به قیمت روز، خوب فروختم یا بد؟» عدد مفیدی است، ولی سود نیست — چون هیچ ربطی ندارد به اینکه آن ارز را خودتان چند خریده بودید.
سود واقعی معامله
سود واقعی از جای دیگری میآید: از قیمتی که خودتان ارز را خریده بودید. اگر دلاری که امروز به ۲۱۷٬۵۰۰ تومان فروختید را ماه پیش به ۲۱۰٬۰۰۰ تومان خریده بودید، سود واقعی هر دلار ۷٬۵۰۰ تومان است، نه ۱٬۴۰۰ تومان.
میانگین وزنی خرید
ولی شما یک بار دلار نخریدهاید؛ ده بار با ده قیمت. پس «قیمت خرید شما» کدام است؟ نکستو میانگین وزنی میگیرد: همهٔ ارزی که دارید، به نسبت مقدارش. مثال ساده: ۱۰۰ دلار به نرخ ۲۰۰٬۰۰۰ و ۳۰۰ دلار به نرخ ۲۲۰٬۰۰۰ تومان، میانگین وزنی میشود ۲۱۵٬۰۰۰ تومان.
نکستو این عدد را برای هر ارز نگه میدارد و اسمش «موقعیت» است. هر خرید میانگین را جابهجا میکند و هر فروش با همان میانگین سنجیده میشود. شما کاری نمیکنید؛ فقط باید بدانید سود از اینجا میآید.

هر دو عدد را روی یک معامله ببینید
برای اینکه سود واقعی را ببینید، ارزی را بفروشید که موقعیت دارید و ارز مرجع نیست — چون ارز مرجع خودش موقعیت ندارد و همهچیز با آن سنجیده میشود. در مثال این قسمت ۱۰٬۰۰۰ درهم به تومان به صرافی کاوه فروخته میشود، با نرخ ۵۹٬۰۰۰ تومان.
در پنل خلاصهٔ معامله هر دو عدد کنار هماند: «فاصله از تابلو» و «سود معامله». دقت کنید که یکی نیستند و گاهی حتی جهتشان یکی نیست: ممکن است نسبت به تابلوی امروز کمی بدتر فروخته باشید ولی سود معامله مثبت باشد، چون میانگین خرید درهم شما پایینتر بوده.

بعد از ثبت، در صفحهٔ سند آرتیکلها را باز کنید. اینبار خطی هست که در معاملهٔ قسمت قبل نبود: سود معاملات. همین خط آخر ماه در گزارش سود و زیان جمع میشود.
یک حالت هم خیلیها را گیج میکند: خرید هم میتواند سود بسازد. اگر ارزی را قبلاً فروختهاید که نداشتید و حالا میخرید تا جبران کنید، سود یا زیان همان لحظهٔ خرید محقق میشود.
دیل: خرید و فروش همزمان
دیل چیست
دیل یعنی همان لحظه از یکی میخرید و به دیگری میفروشید. مثلاً ۱۰٬۰۰۰ دلار را از صرافی الوند به ۲۱۶٬۰۰۰ تومان میخرید و همان لحظه به صرافی کاوه به ۲۱۶٬۳۰۰ تومان میفروشید. دلار حتی به موجودی شما نمیرسد.
سود دیل، سود همین دو معامله است — نه میانگین وزنی — چون آن دلار هیچوقت وارد موقعیت شما نشده. فرق نرخ فروش و خرید (۳۰۰ تومان) ضرب در ۱۰٬۰۰۰ دلار میشود ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان، منهای کارمزد و پورسانت و هزینهها.
چرا فرم جدا دارد
اگر دو معاملهٔ جدا ثبت کنید، دلار اول وارد میانگین شما میشود و بعد خارج؛ سود بین دو سند پخش میشود و دیگر نمیفهمید این دیل چقدر آورد. فرم دوبل هم دو سند میسازد، ولی آنها را به هم گره میزند و سود دیل را جدا نگه میدارد.
فرم دوبل را پر کنید
در فرم دوبل اول ارز و مقدار را میزنید — ۱۰٬۰۰۰ دلار در برابر تومان. بعد فروشنده (صرافی الوند) با نرخ خرید ۲۱۶٬۰۰۰ و خریدار (صرافی کاوه) با نرخ فروش ۲۱۶٬۳۰۰. همینطور که پر میکنید، پنل «سود این دیل» زنده حساب میکند.

تیک «تسویهٔ مستقیم» یعنی دو طرف با هم تسویه کنند و پول از دست شما رد نشود. کارمزد، پورسانت واسطهها و هزینه همه از سود همین دیل کم میشوند و در همین فرم جای خودشان را دارند. با ثبت، نکستو دو سند گرهخورده میسازد. دیلها گزارش خودشان را هم دارند: هر دیل یک سطر، با پرداختی، دریافتی، پورسانت، هزینه و سود خالص.
لنگر: وقتی هیچ طرف معامله ارز مرجع نیست
وقتی درهم میفروشید و لیر ترکیه میگیرید، هیچ طرف معامله دلار نیست. سود باید به دلار حساب شود، پس نکستو برای هر دو طرف یک ارزش دلاری تعیین میکند؛ اسم این کار «لنگر» است. فرض کنید ۱۰٬۰۰۰ درهم میفروشید و ۱۳۲٬۰۰۰ لیر میگیرید. سه روش وجود دارد:
- فروش تابلو: درهمی که دادید با نرخ فروش تابلوی درهم به دلار تبدیل میشود — مثلاً ۲٬۷۳۰ دلار — و لیری که گرفتید با همان ۲٬۷۳۰ دلار وارد موقعیت شما میشود. یعنی امروز فقط سود طرف درهم محقق میشود و سود یا زیان طرف لیر میماند تا وقتی لیر را بفروشید یا آخر دوره تسعیر کنید.
- میانگین تابلو: همان کار، فقط بهجای نرخ فروش، وسط خرید و فروش تابلو؛ کمی محافظهکارانهتر.
- هر دو طرف با میانگین: درهم با میانگین تابلوی خودش و لیر با میانگین تابلوی خودش. اگر ارزش دلاری لیری که گرفتید از درهمی که دادید بیشتر باشد، این اختلاف همان لحظه بهعنوان «سود معاملهگری» ثبت میشود. دقیقتر است، ولی به تابلوی لحظهای هر دو ارز نیاز دارد و برای همین فقط با نرخ API فعال میشود.
هیچکدام غلط نیست؛ فقط یکی را انتخاب کنید و عوضش نکنید، وگرنه سود ماهها با هم قابل مقایسه نیست.
همهچیز به تابلو تکیه دارد
مهمترین جملهٔ این قسمت: هر دوی این سودها به تابلو تکیه دارند. فاصله از تابلو مستقیم، و سود معامله غیرمستقیم — چون میانگین خرید از معاملههایی ساخته شده که نرخشان با تابلوی همان روز سنجیده شده. تابلوی قدیمی یعنی سود تخیلی، و سود تخیلی یعنی تقسیم سودی که وجود ندارد.
همهٔ این عددها آخر ماه در گزارش سود و زیان، به تفکیک جفتارز، جمع میشوند. این گزارش فقط برای کسی باز میشود که مجوز دیدن سود دارد.

نکتهها و هشدارها
- فاصله از تابلو و سود معامله را با هم جمع نکنید؛ دو عدد مستقلاند که به دو سؤال مختلف جواب میدهند.
- ارز مرجع موقعیت ندارد و سود نمیسازد؛ برای دیدن سود واقعی، ارزی را بسنجید که موقعیت دارید.
- سود دیل از میانگین وزنی نمیآید؛ برای همین دیل را با فرم دوبل ثبت کنید نه با دو معاملهٔ جدا.
- روش لنگر را یک بار انتخاب کنید و ثابت نگه دارید؛ عوض کردنش سود ماهها را غیرقابل مقایسه میکند.
- روش «هر دو طرف با میانگین» فقط با نرخ API فعال میشود، چون به تابلوی لحظهای هر دو ارز نیاز دارد.
- تابلو را هر روز بهروز کنید؛ بدون آن هیچکدام از این عددها معنا ندارد.
ادامهٔ مسیر
قسمت قبل، خرید و فروش نقدی، باجه و دستور صندوق، همین معامله را در باجه نشان داد. قسمت بعد، انتقال وجه، دریافت و پرداخت، سراغ سادهترین سند نکستو میرود. برای نگهداشتن تابلوی درست تابلوی نرخ و محافظهای آن و برای گزارش نهایی سود سود کجاست؟ را ببینید.
پرسشهای پرتکرار
فرق فاصله از تابلو با سود معامله چیست؟
فاصله از تابلو یعنی نرخ شما منهای نرخ تابلوی امروز ضرب در مبلغ، و میگوید نسبت به قیمت روز خوب فروختید یا بد. سود معامله از میانگین وزنی خریدِ خودتان میآید و میگوید واقعاً چقدر ماند. این دو مستقلاند و گاهی جهتشان هم یکی نیست.
نکستو قیمت خرید من را چطور حساب میکند؟
با میانگین وزنی: موجودی یک ارز به نسبت مقدارش میانگین گرفته میشود. هر خرید این میانگین را جابهجا میکند و هر فروش با همان میانگین سنجیده میشود؛ عدد در گزارش موقعیت ارزی دیده میشود.
چرا فروش ارز مرجع سود نشان نمیدهد؟
چون ارز مرجع خودش موقعیت ندارد و همهچیز با آن سنجیده میشود؛ میانگین وزنی برای آن معنا ندارد. برای دیدن سود واقعی باید ارزی را بفروشید که در موقعیت شما هست و مرجع نیست.
دیل را چرا با فرم دوبل ثبت کنم؟
اگر دو معاملهٔ جدا بزنید، ارز وارد میانگین وزنی میشود و بعد خارج؛ سود بین دو سند پخش میشود و معلوم نیست این دیل چقدر آورد. فرم دوبل دو سند گرهخورده میسازد و سود دیل را جدا نگه میدارد.
روش لنگر را کدام بگذارم؟
هر سه روش درستاند؛ مهم این است که یکی را انتخاب کنید و عوضش نکنید. «فروش تابلو» و «میانگین تابلو» با تابلوی خودتان کار میکنند، ولی «هر دو طرف با میانگین» به نرخ لحظهای هر دو ارز نیاز دارد و فقط با نرخ API فعال میشود.
متن کامل ویدیو
این قسمت را با یک اعتراف شروع کنیم: بیشتر صرافها — و حتی خیلی از حسابدارها — دو چیز را قاطی میکنند: سودِ فاصله از تابلو، و سود واقعی معامله. این دو با هم فرق دارند، و اگر یکی حسابشان کنید، آخر ماه عددی میبینید که وجود ندارد. فاصله از تابلو را قسمت قبل دیدیم: نرخ شما منهای تابلوی امروز، ضرب در مبلغ. جوابِ این سؤال است: «نسبت به قیمت روز، خوب فروختم یا بد؟» عدد مفیدی است — ولی سود نیست، چون هیچ ربطی ندارد به اینکه آن دلار را خودتان چند خریده بودید.
سود واقعی معامله از جای دیگری میآید: از قیمتی که خودتان دلار را خریده بودید. اگر دلاری که امروز به دویست و هفده هزار و پانصد فروختید را ماه پیش به دویست و ده هزار خریده بودید، سود واقعی هر دلار هفت هزار و پانصد تومان است — نه هزار و چهارصد. ولی شما یک بار دلار نخریدهاید؛ ده بار با ده قیمت. پس «قیمت خرید شما» کدام است؟ نکستو میانگین وزنی میگیرد: همهٔ دلارهایی که دارید، به نسبت مقدارشان. مثال: صد دلار به دویست هزار، سیصد دلار به دویست و بیست هزار — میانگین وزنی میشود دویست و پانزده هزار.
این عدد را نکستو برای هر ارز نگه میدارد و اسمش «موقعیت» است: چقدر از آن ارز دارید و به چه میانگینی خریدهاید. هر خرید میانگین را جابهجا میکند و هر فروش با همان میانگین سنجیده میشود. شما هیچ کاری نمیکنید؛ فقط باید بدانید سود از اینجا میآید. حالا ببینیم روی سند. یک نکته: ارز مرجع خودش موقعیت ندارد — چون همهچیز با آن سنجیده میشود. پس برای دیدن سود واقعی، ارزی را میفروشیم که موقعیت داریم و مرجع نیست: ده هزار درهم به تومان، به صرافی کاوه. مبلغ ده هزار، نرخ پنجاه و نه هزار تومان.
و در پنل خلاصه هر دو عدد کنار هماند: فاصله از تابلو، و سود معامله. ببینید یکی نیستند — حتی جهتشان هم یکی نیست: نسبت به تابلوی امروز کمی بدتر فروختیم، ولی سود معامله مثبت است، چون میانگین خرید درهمِ ما پایینتر بوده. توضیحات، و ثبت. صفحهٔ سند باز میشود و آرتیکلها را باز میکنیم. اینبار خطی هست که در قسمت قبل نبود: سود معاملات — همان ده دلار. همین خط است که آخر ماه در گزارش سود و زیان جمع میشود. و یک حالت که خیلیها را گیج میکند: خرید هم میتواند سود بسازد.
اگر ارزی را قبلاً فروختهاید که نداشتید — یعنی به قول بازار، شورت کردهاید — و حالا میخرید تا جبران کنید، سود یا زیان همان لحظهٔ خرید محقق میشود. نکستو این را خودش میفهمد. و یک حالت که هر صراف روزی چند بار با آن روبهروست: دیل. یعنی همان لحظه از یکی میخرید و به دیگری میفروشید — ده هزار دلار را از صرافی الوند به ۲۱۶ هزار تومان میخرید و همان لحظه به صرافی کاوه به ۲۱۶ هزار و ۳۰۰ تومان میفروشید. دلار حتی به موجودی شما نمیرسد؛ از این دست میگیرید، از آن دست میدهید.
سود دیل، سود همین دو معامله است — نه میانگین وزنی. چون دلاری که خریدید و همان لحظه فروختید هیچوقت وارد موقعیت شما نشده تا با میانگین سنجیده شود. فرق نرخ فروش و خرید — سیصد تومان — ضرب در ده هزار دلار: سه میلیون تومان، منهای کارمزد و پورسانت و هزینهها. همین. چرا فرم جدا دارد؟ اگر دو معاملهٔ جدا ثبت کنید، دلار اول وارد میانگین شما میشود و بعد خارج؛ سود بین دو سند پخش میشود و دیگر نمیفهمید این دیل چقدر آورد. فرم دوبل هم دو سند میسازد، ولی به هم گره میزندشان و سود دیل را جدا نگه میدارد.
فرم دوبل: ارز و مقدار — ده هزار دلار در برابر تومان. فروشنده، صرافی الوند، با نرخ خرید دویست و شانزده هزار. خریدار، صرافی کاوه، با نرخ فروش دویست و شانزده هزار و سیصد. همینطور که پر میکنید، پنل «سود این دیل» زنده حساب میکند. تیک «تسویهٔ مستقیم» یعنی دو طرف با هم تسویه کنند و پول از دست شما رد نشود. کارمزد، پورسانت واسطهها و هزینه — همه از سود همین دیل کم میشوند و در همین فرم جای خودشان را دارند. توضیحات، و ثبت دیل: نکستو دو سند میسازد، گرهخورده به هم، و صفحهٔ سند باز میشود.
و همهٔ دیلها یک گزارش خودشان را دارند: سود دیلها — هر دیل یک سطر، با پرداختی، دریافتی، پورسانت، هزینه و سود خالص. فقط اشاره میکنم؛ در فصل گزارشها برمیگردیم. و آن تنظیمی که در قسمت تنظیمات از رویش رد شدیم. وقتی درهم میفروشید و لیر ترکیه میگیرید، هیچ طرف معامله دلار نیست. سود باید به دلار حساب شود — پس نکستو باید برای هر دو طرف معامله یک ارزش دلاری تعیین کند؛ اسم این کار «لنگر» است. مثال: ده هزار درهم میفروشید و صد و سی و دو هزار لیر میگیرید.
سه روش دارد. روش اول، «فروش تابلو»: درهمی که دادید با نرخ فروش تابلوی درهم به دلار تبدیل میشود — میشود دو هزار و هفتصد و سی دلار. لیری که گرفتید هیچ نرخی از تابلو نمیگیرد؛ با همان دو هزار و هفتصد و سی دلار وارد موقعیت شما میشود. یعنی امروز فقط سود طرف درهم — نسبت به میانگین خریدش — محقق میشود، و هر سود یا زیانی در طرف لیر میماند تا وقتی لیر را بفروشید یا آخر ماه تسعیر کنید. روش دوم، «میانگین تابلو»: همین کار، فقط بهجای نرخ فروش، وسط خرید و فروش تابلو — کمی محافظهکارانهتر.
روش سوم، «هر دو طرف با میانگین»: درهم با میانگین تابلوی خودش، لیر با میانگین تابلوی خودش؛ اگر ارزش دلاری لیری که گرفتید از درهمی که دادید بیشتر باشد، این اختلاف همان لحظه بهعنوان «سود معاملهگری» ثبت میشود. دقیقتر است، ولی به تابلوی لحظهای هر دو ارز نیاز دارد — برای همین فقط با نرخ API فعال میشود. هیچکدام غلط نیست؛ فقط یکی را انتخاب کنید و عوضش نکنید، وگرنه سود ماهها با هم قابل مقایسه نیست. و حالا مهمترین جمله: هر دوی این سودها به تابلو تکیه دارند.
فاصله از تابلو مستقیم؛ سود معامله، غیرمستقیم — چون میانگین خرید از معاملههایی ساخته شده که نرخشان با تابلوی همان روز سنجیده شده. تابلوی قدیمی یعنی سود تخیلی، و سود تخیلی یعنی تقسیم سودی که وجود ندارد. و همهٔ اینها آخر ماه اینجا جمع میشود: گزارش سود و زیان، به تفکیک جفتارز. ولی این گزارش فقط برای کسی باز میشود که مجوز دیدن سود دارد — هر کاربری که سند میزند لازم نیست حاشیهٔ شما را ببیند. جمعبندی: فاصله از تابلو میگوید خوب فروختید یا نه؛ سود معامله میگوید واقعاً چقدر ماند؛ سود از میانگین وزنی خرید میآید؛ دیل سودش را همان لحظه از معاملهٔ مقابل میگیرد؛ روش لنگر را یک بار انتخاب کنید و ثابت نگه دارید؛ و تابلو را هر روز درست کنید وگرنه هیچکدام معنا ندارد.
همین حالا خودتان امتحان کنید
یک دموی کامل و اختصاصی با دیتای نمونه — بدون نصب، بدون تعهد.
ساخت دموی رایگان